دوست دارم شبم را تا صبح با تو سر کنم
زمزمه های دوست داشتن را آنقدر تکرار کنم تا گواه قلبم را بشنوی
مهم تویی که هستی، دیگر غصه جایی برای لانه کردن ندارد
فقط احساس خوب از تو گفتن باقیست
بمان کنارم
راستي اون یکی وبلاگم خیلی مظلوم واقع شده
... ثواب داره
... یه سری بزنید![]()
من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه
منو گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه
تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نمنمه
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه
آخرشم دق می کنم تا منو دوست داشته باشی
مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کمکمه
من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی
زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
میپرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟
میخندی و جواب می دی رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه
رسمه که لحظه سفر یادگاری به هم میدن
قشنگ ترین هدیه تو تو قلب من یه مشت غمه
شاید اینو بهم دادی که همیشه با من باشه
حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه
دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو میکنن
یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه
تو می ری و اسم منو از رو دلت خط می زنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه
چشمای روشنت یه کم کاشکي هوای منو داشت
تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه

بوی عیدی
بوی توت . بوی کاغذرنگی .بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول. وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهء لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا . شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک . ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه . بوی حوض . عطر خوب نذری .شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم
بهار بهار دوست داشتنی با عطر دل انگیز خود چه ها که با دل ایرانیان نمیکند.نگارنده از وقتی هر را از بر مشخص مود و توانست سبوک موسیقی را بفهمد عاشق و شیفته موزیک های خاص بودم.و همیشه و در اغلب اوقات روز های آخر سال یاد شعر فرهاد عزیز افتاده و در خلصه گاه خود به سیر و سلوک خاص میرسم.و اینجانب را به فلسفه نوروز نزدیک میکند چرا که مناسبات ۲ نوع هستند . یا ملی هستند یا مذهبی.کریسمس جزو اعیاد مدهبی مسیحیان است که در آغاز ماه ژانویه نو میشود.عید قربان و عید فطر نیز اعیاد مسلمانان است که در ایران جزو اعیاد مذهبی محسوب میشود اما نوروز از اعیاد باستانی ایرانیان است و قدمتی که با خود دارد نشان از ما قبل اینها داشته بطوری که ملل مختلف جهان در آن زمان اصلا بوجود نیامده بودند .و گویی این نوروز شناسنامه قوی و کهنی از فرهنگ و تمدن وصف ناپذیر ایران زمین برای نشان به جهانیان است.نوروز تا به حال مورد هجوم اقوام مخلف قرار گرفته که به نام خرافات میخواستند و میخواهند آن را از ایران و ایرانی دور سازند اما بیش از چند صده است که کسی به آن نتوانسته ضربه بزند و نمیتواند ضربه بزند.امیدوارم در این سال جدید حول حالنا در دلهای ما رسوخ کند و ما را به کرامت انسانی و رشد فکری سوق دهد. و در این سال موفقیت سربلندی آزادی و استقلال فکری را در ایران داشته باشیم.
![]()
![]()
![]()

