تبليغاتX
دلتنگیهای من

براي تو كه برام با ارزش‌تريني!!

وقتي مي ياي صداي پات از همه جاده ها مي ياد
انگار نه از يه شهر دور که از همه دنيا مي ياد

تا وقتي که در وا ميشه لحظه ديدن مي رسه
هر چي که جاده س  رو زمين به سينه من مي رسه

اي که تويي همه کسم بي تو ميگيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم
به هر چي مي خوام مي رسم

وقتي تو نيستي قلبمو واسه کي تکرار بکنم
گلهاي خواب آلوده رو واسه کي بيدار بکنم

دست کبوتراي عشق واسه کي دونه بپاشه
مگه تن من مي تونه بدون تو زنده باشه

عزيزترين سوغاتيه غبار پيراهن تو
عمر دوباره منه ديدن و بوييدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس مي خوام
عمر دوباره مني تو رو واسه نفس مي خوام

اي که تويي همه کسم بي تو ميگيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم
به هر چي مي خوام مي رسم...
به هر چي مي خوام مي رسم...
به هر چي مي خوام مي رسم...


+ . . . عسل |


 

آهنگ وبلاگم تقديم به اوني كه هيچ‌وقت فراموشش نميكنم

 

گاهی اوقات

احتیاج به یه آدمی داری٬


یه دوستی


که نشسته رو به ‌روت


که توی چشمات نگات کنه


و محکم بزنه تو گوشت


که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی


ببینی که خشمگینه٬


ببینی که از دستت عصبانیه


توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره


ببینی که دوستته.


که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬


که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »


که سرت فریاد بکشه ..


که تو یهو بلرزی٬


که بری بغلش٬


که بغلت کنه٬


همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬


که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬


که تو چشمات رو ببندی٬


روی شونه‌ش گریه کنی٬


بلرزی٬


و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »

 

+ . . . عسل


رفيق من سنگ صبور غمهام
به ديدنم بيا كه خيلي تنهام
هيشكي نمي فهمه چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليليا
خيلي دلم گرفته از خيليا
نمونده از جوونيام نشوني
پير شدم پير تو اي جووني
تنهاي بي سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و كور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ كس نيومد
سري به تنهاييت نزد
اما تو كوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش
تنهاي بي سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و كور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر بياي همونجوري كه بودي
كم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده
هر كي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز سايه
سايه اي كه خالي از عشق و اميد
هميشه محتاج به نور خورشيد
تنهاي بي سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و كور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ كس نيومد
سري به تنهاييت نزد
اما تو كوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش

+ . . . عسل